محمد حسن سمسار
94
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
ابن نديم مىنويسد : « در آغاز دولت عباسيان ، پيش از ظهور ابو العباس ، مردى بنام بهافريد كه از مردم روى ، از شهرستان ابر شهر « 170 » بود و عقيده مجوسيان را داشت و پنج نماز را بىسجده ، در حالى كه به سمت چپ قبله توجه ميكرد ادا نموده و فالگوئىهائى داشت ، و مجوستان را بمذهب خود ميخواند و انبوهى از مردم به او گرويدند « 171 » . » و سرانجام هم زرتشتيان و هم مسلمانان عليه او بر پاى خاستند تا او كشته شد . پديد آمدن اعتقاد به « قدر » ( اختيار ) از جانب ايرانيان برپايه اعتقادات قبلى آنان در دين زرتشتى بود . ايرانيان زرتشتى كليه نيكىها را به اهورا مزدا ، و همه بديها را به اهريمن نسبت ميدادند . براى يك ايرانى آشنا با اين باور ، فكر « جبر » ، و اينكه ريشه اعمال نادرست را بايد اراده خداوند دانست قابل باور كردن نبود . و اين نسبت ناروا را نميتوانستند به خداوند بدهند كه هر عمل ناپسندى نتيجه اراده خداوندى است . بنابراين مىبينيم كه يك ايرانى « قدر » و اختيار را پيش ميكشد ، و ايرانيان ديگر بسرعت آن را پذيرفته و گسترش ميدهند . و باز بيهوده نيست كه مخالفين اين باور ، بناگاه از قول رسول خدا « بقدريه نسبت « مجوسى » امت پيغمبر را ميدهند . اين شاهدى است انكار ناپذير از تأثير دين زرتشتى در اعتقاد « قدريه » و « معتزله » كه در حقيقت همچنانكه اهل سنت عمل كردهاند بايد آنها را يك فرقه و گروه دانست . « معتزله را بطور اجمال به قدريه ملقب ساختهاند . ( مواقف ج 3 ص 282 ) معتزله را در كتب فرق بنامهاى مختلف خواندهاند كه اهم آنها اين است :
--> ( 170 ) - ابر شهر - نيشابور . ( 171 ) - الفهرست ص 615 .